مردها مثل « مخلوط کن » هستند : در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد
مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند : حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد
مردها مثل « سیمان » هستند : وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی
مردها مثل « طالع بینی مجلات » هستند : همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند
مردها مثل « جای پارک » هستند : خوب هایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم
مردها مثل « پاپ کورن » ( ذرت بو داده ) هستند : . بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند
مردها مثل کاکتوس هستند ، شاید زیبا باشند ولی جنسشان خراب است
مردها مثل « پیکان دست دوم » هستند : ارزان هستند و غیر قابل اطمینان
مردها مثل « موز » هستند :. هرچه پیرتر میشوند وارفته تر میشوند
مردها مثل « نوزاد » هستند : در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید
و...